شعرهای دوران جوانی

 
دلتنگتم...
نویسنده : سیامک - ساعت ۸:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱۱/٢٥
 

 

بی تو دلتنگی به چشمانم سماجت می کند

وای ، دل چون کود کی بی تو لجاجت می کند

اشتیاق دیدن تو میل خاموشی نکرد

هیچوقت عشقت به دل فکر فراموشی نکرد

--------------------------------------------------------------------

 

گریه ها امانم را بریده اند. می خواهم حرف بزنم. دلم

آنقدرگرفته است،که می خواهم به اندازه هزارقرن گریه

 کنم. می خواهم نباشم.حس می کنم جایی ازقلبم

سوراخ شده است. خسته ازتو نیستم.خسته ازهیچ

کسی نیستم. خسته از دوستی ها و دشمنی ها

نیستم. خسته ازاین همه دوری هستم


 
comment نظرات ()