شعرهای دوران جوانی

 
رفتن تو !
نویسنده : سیامک - ساعت ٧:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱٠/٢۱
 

 

 

اینو میدونی؟


میدونی رفتن تو یعنی چی ؟


یعنی بی کسی !


یعنی دلتنگی !


یعنی بی رنگی !


یعنی پر دردی !


یعنی بی بالی !


یعنی لالی !


یعنی روزهای طولانی !


یعنی شبهای بی پایان !


یعنی چشمهای گریون !


اگه بری قلبمو تو میشکنی


آخه بگو جونم تو خودت اینو میدونی؟


تنها میشم !


گریون میشم !


میشم گلی بی بو و رنگ !


برام میشه مثل یه مرگ !


شکسته یک گوشه میشینم


عکس قشنگت رو میبینم


اسمت رو تکرار میکنم


اشکام رو هی پاک میکنم !


راستی یادت میاد اون روزی که


گفتی به من دوستم داری ؟


گفتی دیگه تحمل تنهائیم رو تو نداری؟


گفتی به من نمیخوای از دستم بدی


برام میخوای قلبتو جونت رو بدی !


کاشکی میشد یه بار زیر بارون اون لبات رو ببوسم !


آره میخوام نگاه و لمست بکنم,من میخوامت !


میخوام بهت بگم : زندگیمی


بهت بگم : عزیزمی


بهت بگم دوست دارم


من دوریت رو دوست ندارم


میخوام تو آغوش بگیرمت


آروم موهاتو ناز کنم !


میخوام زل بزنم توی چشمات


میخوام بخونی عشقو از توی چشمام !

 

~~~>داداش سیا<~~~


 
comment نظرات ()