شعرهای دوران جوانی

 
وقتی استقلال تنها بماند
نویسنده : سیامک - ساعت ۸:٢٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۳/٦
 

نمیدونم بازی های چه مدت قبل استقلال رو یادتونه.

اصلا استقلالی هستید یانه!!اما کافیه یه کمی به گذشته

 برگردی،نه زیاد نه!!!همین چند سال پیش.همون موقع که

 بازیکنان استقلال با جون و دل بازی میکردند.عشقشان

این بود که به استقلال آمدند،اون زمانی که بازیکنی جرات

 این را نداشت که بخواهد به تیم رقیب برود،مهدی هاشمی نسب

 بازیکن اسطوره ای تیم پرسپولیش بعد از آخرین بازی برای

 تیمش لباس قرمز را از تن در آورد و به سوی رختکن رفت

و فردای آن روز تیتر روزنامه ها پرشد:

مهدی هاشمی نسب با استقلال رقیب خونی

 پرسپولیس دو ساله قرداد بست/

باشگاه پرسپولیس آن زمان چنان در شوک فرو رفت

 که اثارش را میشد در بازیهای سال آینده این تیم دید.

آن زمان هم حاج فتح الله زاده مدیر باشگاه بود و

 منصور پورحیدری سرمربی...یاد دوران طلائی بخیر

و الان بعد از گذشت سالها به استقلال می نگرم

 و یاد آن روزهای طلائی می افتم،یاد بازی سال ۷۸

 استقلال - پرسپولیس و به ثمر رسیدن گل پیروزی بخش

 استقلال با ضربه سر مهدی هاشمی نسب.

هفته گذشته در یک روز کاملا عادی میان هفته

 ۷۰۰۰۰ نفر از مردم شهر تهران به عشق استقلال

 به سوی ورزشگاه آزادی حرکت کردند و شور و اشتیاقی

 وصف ناشدنی در چهره آنها بود/یاد شب قبل از بازی افتادم

 و آن ماشین سراپا آبی که در اتوبان همت میرفت

 و سرنشینان آن فریاد میزدند

 استقلال قهرمان میشه خدا میدونه که حقشه...

اما اومده بودند تا با فراموش کردن یک فصل بی رقبتی

 و بی غیرتی بازی کردن عده ای از بازیکنان استقلال آنها

 را فراموش کنند و با برد سایپا شاهد قهرمانی زود

 هنگام خود همانند پارسال باشند/

ترس در چهر تماشاچی ها نمایان بود

و مباداهائی که بر سر زبانها بود.

روز یکشنبه -ورزشگاه آزادی تهران و ۷۰۰۰۰ نفر

 عاشق سینه چاک استقلال

نیمه اول بازی با تک گل استقلال تمام شد،

نیمه دوم تا دقیقه ۷۰ پیش رفت و در این هنگام

علی دائی وارد زمین شد و در عرض ۵ دقیقه مدعیان

 تیم استقلال دو گل فاحش خوردند.تماشاچیان که

 باورشان نمیشد این تیم استقلال است ساکت

 و مبهوت بودند که صمد مرفاوی دست به

مسخره ترین تعویض تاریخ باشگاه استقلال زد

 و با داشتن نفراتی مثل علیرضا منصوریان و

محمد نوازی و فرزاد مجیدی روی نیمکت از فردی

 مثل علیزاده استفاده کرد تا بتواند به قول خود نتیجه

 را برگرداند.

اینجا ورزشگاه آزادی است و فقط ۱۰ دقیقه به پایان بازی...

زمزمه ها شروع میشود و آرام آرام تبدیل به شعارهای تند:

مرفاوی حیا کن استقلال رو رها کن

استقلال بی غیرت نمی خوایم نمی خوایم

...اینجا ورزشگاه آزادی است و بازی تمام شده،

اما تماشاچیان همچنان نشسته و دارند به چمن سبزی

 نگاه میکنند که استقلال میتوانست در آن قهرمان باشد.

یکی از تماشاچیان با رد کردن نیروهای امنیتی وارد

 زمین شده و به طرف بازیکنان با سرعت در حال

 دویدن است/لابد تسویه حساب میخواهد بکند!!!

و ما جرا با فحش های ناموسی بازیکنان استقلال اوج میگیرد

اینجا ورزشگاه آزادی است و ۴ روز بعد

جمعیت ۳۰۰۰۰ نفری آمده به ورزشگاه همه چیز را نشان

میدهد که هواداران استقلال دل پری از این تیم

 دارند و دیگر حاضر نیستند این تیم را تشویق کنند.

اینجا ورزشگاه آزادی است و فحش ناموسی یکی

از بازیکنان استقلال باعث خشم هواداران میشود و اکنون

 در برهه زمانی حساس که استقلال تنها یک فرصت دارد

 برای قهرمانی و آن برد تیم پاس است تماشاچیان مصمم

 شده اند که به ورزشگاه نروند چون این استقلال نه ارزش

قهرمانی را دارد و نه لیاقت آن را !!!!!

 این استقلال همانی بود که یک روز کاری را در تهران

 به خاطر بازی خود تعطیل میکرد.همان تیمی که به تنهائی

پارسال ۱۵۰۰۰۰ نفر را به گفته خیابانی به ورزشگاه

 آزادی کشاند.اما اینک تماشاچیان با این تیم قهر کردند.

چگونه است که موقع احتیاج هواداران عزیز میشوند

 ولی مواقع دیگز یادی از هواداران نمیشود!!!

نه نـــــــــــــــــــــــــــــــــــه

ما بازی آخر را به ورزشگاه آزادی نخواهیم رفت

و همه بدانند چنانچه تماشاگری به ورزشگاه برود نه طرفدار

 استقلال بلکه باج گیری است که به خاطر پولی که گرفته

 به ورزشگاه میرود تا استقلال را تشویق کند

آقایان قلعه نوعی،صمد مرفاوی و امسالهم دوران

 شما تمام شد.دوران قدرت نمائی !!!۴

 سال همه را سر دواندی تا یک قهرمانی نصیب استقلال کنی،

به چه قیمتی؟تنها کار تو این بود که جلوی پرسپولیس

 باج ندهی و بس...

این تیم استقلال تا زمانی که اینگونه است نه ما به

 ورزشگاه دیگر میرویم و نه حمایتش میکنیم.

نه بازیکن بی تعصب میخوایم نه سرمربی که با پول

 بیت المال به مکه برود

(آقای قلعه نوعی بفهم اینها رو که دیگر تماشاچیان

 شما رو نمیخواهند)بفهم و برو!!!

خودتان با احترام بروید همانطور که یک روز آمدید


 
comment نظرات ()